|
در غدیر خم ,
طلوع نور بود ----- خم , تجلى گاه , كوه طور بود ----------
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم آذر 1387ساعت 0:51  توسط وحید جعفریان
|
مگو كه جان و دلم مست بيقرار عليست
نظر به زخم دلم كن بگو شكار عليست شرف زحسن ولاي علي مشرف شد كرم غلام در صاحب اعتبار عليست تفكري غلط است هركه اين چنين گويد كه افتخار علي زور و ذوالفقار عليست دليل برتري پادشاه خيبر كن عدالت و شرف و غيرت و وقار عليست
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم آذر 1387ساعت 0:21  توسط وحید جعفریان
|
تن بی سر هر یک از شهیدان روی زمین وسر بی تن هر کدوم روی نیزهها درچهل منزل دورتر
تا چند روز پیش ارباب حسین نگران بود عمو عباس مضطرب بود
قاسم و علی اکبر جوان بودند عمه زینب پریشان بود زین العابدین بیمار بود سکینه ور قییه خسته بودند حر پشیمان بود ولی اب نبود ولی حالا پیکر شهیدان و فرات جوشان التماس دعا
+ نوشته شده در یکشنبه پنجم اسفند 1386ساعت 10:24  توسط وحید جعفریان
|
صحن و سرا ی حرمت غمها رو از دل میرونه منم اون دیوونه ی صحن و سرا و حرمت پنجر ه ی فولاد تو دواخونه است شفا خونه است بیا دستمو بگیر این دل من گدا خونه است اب سقا خونه تو من میبرم برا شفا وقتی یادت میکنم این چشم من سقا خونه است یعنی اینقدر بدم که حتی به خوابم نمیای چرا برا یه لحظه ای دیگه سراغم نمیای می دونم بد کرده ام به خودم به تو به بندهات تو رو خدا منو ببخش به جون اون پرندهات
+ نوشته شده در یکشنبه پنجم اسفند 1386ساعت 10:17  توسط وحید جعفریان
|
بیر دریادی گر طوفان ئده طغیان ائدر قدرتی که عشقیده وار عالمی حیران ائدر عشق انسانیتین برجسته استعدادیدی عشق اور گشماخ محالدی عشق مادر زا دیدی
+ نوشته شده در دوشنبه نوزدهم آذر 1386ساعت 14:28  توسط وحید جعفریان
|
+ نوشته شده در دوشنبه نوزدهم آذر 1386ساعت 14:19  توسط وحید جعفریان
|
آختارور دیم بیر نفر هم شان و منصب زینبه
اوخشیور گوردوم فقط عالمده زینب زینبه
+ نوشته شده در دوشنبه نوزدهم آذر 1386ساعت 14:17  توسط وحید جعفریان
|
![]()
+ نوشته شده در دوشنبه نوزدهم آذر 1386ساعت 13:59  توسط وحید جعفریان
|
|
|